فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٧١ - پاسخ
بنابراين واژه اولياء كه در آيه ٥١ و آيه ٥٧ آمده است، به معنى دوستان و محبان است، طبعاً آيه ٥٥ كه مورد استدلال است، به همان معنا خواهد بود.
اين حاصل شبهه فخر رازى است و اينك پيرامون آن گفتگو مى كنيم.
پاسخ:
فخر رازى، به خاطر پيشداورى، فقط آيات محدودى (٥١ و ٥٧) را در نظر گرفته و تصور كرده است كه محور سخن، مهر و مودّت و دوستى است. طبعاً مقصود از «ولىّ» هم در آيه مورد بحث ما، دوستى خداو پيامبر و مؤمنان خواهد بود، ولى از دو چيز غفلت كرده است:
١. مگر دوستى خدا و پيامبر بر احدى مخفى بوده كه آيه بااين تأكيدات و آوردن كلمه «إنّما» آن را بخواهد گوشزد كند؟ طبعاً مقصود از ولىّ معناى بالاترى است كه آن را از مشركان و اهل كتاب سلب كرده ومتوجه سه گروه خاص نموده است.
٢. مطالعه آيات اين سوره از آيه ٤٢ تا ٧٠، حاكى از آن است كه مقصود از ولى در آيه، و در آيات قبل و بعد، معرفى افرادى است كه بتوانند بر جامعه مؤمنان حاكميت و ولايت داشته باشند. مثلاً در آيه ٤٣ مى فرمايد:
(وَكَيْفَ يُحَكِّمُونَكَ وَعِنْدَهُمُ التَّوراةُ فِيها حُكْمُ اللهِ).
«چگونه تو را به داورى مى پذيرند، در حالى كه تورات در ميان آنهاست و حكم خدا در آن است و آنها زير بار آن نرفته اند».
در آيه٤٧ مى فرمايد: